معصومهمعصومه، تا این لحظه: 25 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 62 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
داداش محمدداداش محمد، تا این لحظه: 39 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
زنداداش سمانهزنداداش سمانه، تا این لحظه: 39 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره
حسینحسین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
داداش صادقداداش صادق، تا این لحظه: 37 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
زنداداش نگارزنداداش نگار، تا این لحظه: 38 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
ارونداروند، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
داداش امیرداداش امیر، تا این لحظه: 35 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زنداداش فروزانزنداداش فروزان، تا این لحظه: 35 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

میم مثل خانواده

تولدم مبارک❤️🎂

یه سال دیگه هم گذشت ... اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل ... حتی صداهامونم شبیه همدیگست با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ میشیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی دوست می داریم گاهی متنفر می شویم! یه سال دیگه گذشت یکی میگه یه سال دیگه بیهوده گذشت یکی میگه یه سال بزرگتر شدم یکی میگه یه سال پیرتر شدم یکی میگه یه سال دیگه تجربه کسب کردم یکی میگه یه سال به مرگ نزدیکتر شدم یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه یه سال دیگه هم گذشت و باید صفحه سفید دیگری که پیش روم گذاشتنو پر کنم خدا کند آخرسال رو سفید باشم ...
6 بهمن 1399
1